حدیث درس آقا (الفت بین شیعیان)

فی الکافی عن الصادق (ع)شیعتنا الرحماءبینهم الذین اذا خلوا ذَکَروالله اَلا ذِکرُنا من ذِکرالله انا اذا ذُکِرنا ذُکر الله و اذا ذُکِر عدونا ذُکر الشیطان (کافی ج۲ص۱۸۶)شیعیان باید بهم رحم کنند رحم شامل گذشت ،اغماض ،رأفت و بقیه ی چیزها می شود دوم اینکه وقتی با هم می نشینند ذکر خدا می گویند ،معنایش این است که در گفتگو به یاد خدا هستند (ائمه با فرمایشاتشان می خواهند یک جمعیتی را تربیت کنند که موتور جامعه باشند)اگر بتوانیم خودمان را به اخلاق متخلق کنیم می توانیم مانند لکوموتیو جهان اسلام را بدنبال خودمان بکشانیم .می فرماید به یاد ما هم باشند ذکر الله است از مقامات و کرامات و سایر ویژه گیهای ان حضرات که اغلب منحصر بخودشان است انها همه ایات الهی و مرآت صفات الهی هستند چون فانی در خداوند هستند .وقتی درباره ی ما صحبت می کنند خداوند متعال ذکر می شود و وقتی دشمنان ما مورد توجه قرار می گیرند در واقع شیطان مورد توجه قرار می گیرد ،یک خطی فاصل است بین جبهه خدا و شیطان الان هم همینطور است در جهان ،در کشور ما،و انهایی که در جبهه ی خداهستند شدت و ضعف دارند و انها یی هم که در جبهه ی شیطان هستند هم شدت و ضعف دارند (بعضی اگاهانه و بعضی جاهلانه عمل می کنند ) اما جبهه بندی باید مشخص باشد اینکه ما دائما به مسئولین می گوییم نگذارید خط فاصل گم بشود همین است البته دو جبهه بودن لازمه اش هم این نیست همه اش همدیگر را بکشند گاهی اوقات مدارا هم می شود گاهی بحث و گفتگو هم می شود مثل داستان حضرت موسی و فرعون و حضرت ابراهیم و نمرود منتهی خط فاصل نباید گم بشود بدانید که با چه کسی مدارا می شود و نمی شود ..(نقل به مضمون) 

انقلاب درست بود یا نه؟!

ما نباید انقلاب می کردیم. این تقریباْ آخرین دیالوگی بود که امروز یکی از دوستانم به من گفت. علت اصلی این مسئله هم نه از روی عناد و جهالت بود بلکه به خاطر سوز و دغدغه ای بود که برای انقلاب فرهنگی و اصلاحات فرهنگی کشور دارد.

نظریه ای از پیش از شکل گیری انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران حتی در محیط های حوزوی و بیوت علما وجود داشته است که ابتدا باید نیروهای متخصص و متعهد برای انقلاب تربیت شوند و نیروی دلسوز تربیت شود و بعد از آن انقلاب محقق شود. این بزرگوار هم در همین حیطه سیر می کند و می گوید که ما در بسیاری از عرصه های حکومتی آدمش را نداریم و تربیت هم نکرده ایم. چه می شد که ابتدا مهره سازی می کردیم و پس از آن انقلاب سیاسی را شکل می دادیم و مهره ها را بر سر جایگاه ها می نشاندیم.اساساْ ایشان قائل بر این است که بسیاری از دست آوردهای علمی و فرهنگی از آن انقلابی که ما داعیه دار آنیم نیست و نه اینکه پیشرفت فناورانانه بد باشد و یا انرژی هسته ای چیز بدی است نه از آن سوی که در محیطی غیر از حکومت اسلامی هم این دست آوردها عائد می شود. ما انقلاب نکردیم که فرضاْ مؤسسه رویان و انرژی هسته ای و موشک بسازیم که صد البته انقلاب کردیم که فرهنگ و اخلاق و دیانت را در سرتاسر عرصه ها حاکم کنیم و در همه عرصه های علمی و فردی و اجتماعی و حکومتی دین مدار  باشیم و نه سکولار!

ما انقلاب کردیم که حرف خدا همه جایی شود. حالا نشده است و نظر این دوست این است که ریل حرکت هم اشتباه است. نه اینکه در  نفس الامر مثلاْ مقام معظم رهبری این را نمی خواهد نه قطعاْ آقا همه عرصه ها را می بیند و می خواهد ولی واقعیت جریان حاکم در دولت و نظام چیز دیگری را می گوید.

سؤال من از خوانندگان محترم این است که در کامنت ها نظر خودشان را در این باره شفاف و منصفانه بدهند تا به بحث علمی ما شکل جدی تری داده و انشاءلله مفید فایده شود هم برای ما و هم برای دیگران.

شنیدن کی بود مانند دیدن !

همه ما در طول زندگی مسائلی را می شنویم ولی چقدر فاصله است آن هنگامی که از طریقی ،آن مسئله را ببینیم !

امروز از طریق وبلاگی به نام اخبار العلما akhbar-olama.blogfa.com با دنیایی آشنا شدم که تا بدین لحظه از توصیفاتش فقط شنیده بودم.

من یک طلبه ام؛ آری ولی من دوست دارم که فقط و فقط با اندیشه و تفکرات ولی ام رشد پیدا کنم. من یک طلبه ام ؛ ولی نه طلبه ای که پای درس هر کسی بنشیند . من یک طلبه ام ؛ آری ، ولی نه اینکه هر کسی ادعای معرفت و شناخت داشت پای بحثش بنشینم . من یک طلبه ام ؛ ولی نه اینکه مرجعم جز ولیم باشد . من یک طلبه ام ؛ ولی نه اینکه خطی جز خط او را ، حرفی جز حرف او را بشناسم . من یک طلبه ام ؛آ ری ولی دوست ندارم جز تفکر ولایی چیزی یاد بگیرم و این نه تعصب است که انتخابی است آگاهانه و از سر هوشیاری.

امروز در پیوندهای این وبلاگ محترم لیستی از اسامی علما و مراجع گرانمایه عالم تشیع را دیدم . لیستی که در تمام عمرم ندیده بودم . لیست مراجع بزرگواری که من فقط تنها نامشان را شنیده بودم ولی صاحب این وبلاگ ـ یعنی وبلاگ اخبارالعلما ـ همه آنها را لینک داده است. سری به تک تک وبلاگ ها و وب سایت ها زدم . هم خوشحال شدم و هم ناراحت . خوشحال از آن سو که ما چقدر عالم داریم اما از آن جهت غمگین شدم که چرا بسیاری از اینها با رهبرم هم سو و هم نوا نیستند . من کوچک تر از آنم که بخواهم درباره افراد بزرگواری چون آنان سخن بگویم ولی افسوس و صد افسوس که اگر آبروی این عزیزان ، فهم و درک این مردان خدا در راه امام و انقلاب و رهبری عزیز خرج می شد ، چه می شد ؟ ! اگر این ها با رهبری بودند گلستانی می شد . ولی مولا جان ؛

ما تا آخرین نفس با شماییم . اگر بزرگان و پیران و آبرومندان با شما نیستند ، در عوض من و امثال من فدای یک تار موی شما . 

من تمام زندگی ام را خرجتان می کنم . و من همان پیزنی هستم که در صف خریداران یوسف با کلافی نخ به میدان آمد .

تولید علم دینی

در طول جریانات سیاسی و فرهنگی کشور طی این دو سال اخیر آنچه باید لحاظ شود این است که توجه و دقت ما نباید از منویات حضرت آقا بدور باشد و این نشود که التهابات و هیجانات مسائل جاری ـ که خود بسیار مهم است ـ ما را و جمع ما را از اوامری که معظم له فرموده اند غافل کند . آنچه در طول این سالیان می تواند خط وصل همه دوستداران ولایت شود حتی با بُعد مکانی خط دستورات آقاست . من گمان دارم که اگر همه ما گوش به اشارات این بزرگ مرد باشیم در هر جایی از این خطه پهناور زیست کنیم در کنار یکدیگریم .

یکی از مهم ترین دغدغه های ایشان تولید علم دینی است که در تعابیری نیز از تولید علم بومی استفاده کرده اند. علم بومی  فراتر از علم دینی است چون همانگونه که از ترکیب علم دینی برداشت می شود پای هر علمی نمی توان این مهر دینی بودن را نشاند. غرض من در این یاداشت کوتاه یک تلنگر است به همه آن عزیزانی که در حوزه و دانشگاه مشغول به تحصیل اند . همه آنانی که می خواهند سرباز ولایت باشند و با این مدال سر بر خاک نهند .

بهترین کار در این زمانه گوش به فرمان بودن است . خواهشاً و باز تمنایاً از پاس کاری کارها به همدیگر پرهیز کنیم و هر کس در هر جایی هست بنشیند و کارهایش را مرتب کند و به سمت قله نهایی حرکت کند . برای چنین کاری نباید در غار تنهایی فرو رفت بلکه لازم است که از حوزه کارهای فردی دست برداشت و روحیه کار جمعی را فرا گرفت . تولید علم دینی می طلبد که متخصصین هر رشته علمی ابتداً در روش ها و متدها کنکاش کنند . اینگونه نیست که هر علمی در فضای جامعه اسلامی باشد علم اسلامی باشد ! برای اسلامی شدن یک علم صرف ایمان و عقیده صاحب آن علم به هیچ وجه کافی نیست بلکه آنچه مهم است استناد آن مجموعه و نظام علمی به نظام معارف دینی است . این مهم که جای بسط و تبیین آن در این نشرگاه نیست آشنایی با نظام معارف دینی را می طلبد نه صرفاً اطلاعاتی از دین . در نظریه وحدت حوزه و دانشگاه شاید این نگاه نهفته باشد که تقریب و نزدیک شدن روحانی و دانشجو تنها کافی نیست بلکه هماهنگ سازی علوم ،آن هم در یک نظام والاتری مد نظر است . اگر حوزه و دانشگاه در هدف و مقصد هماهنگ شود مقداری از تولید علم دینی سپری شده است .

باید قدم برداشت و صد البته که ما فقط نمی خندیم و تلاش هم می کنیم . . .

کارهای عقب مانده

امروز وقتی به کارهای عقب مانده ای که روی زمین مانده کمی فکر کردم مو به تنم سیخ شد!کارهایی که فقط هم نسلان من و هم دوره های من تازه از زبان آقا شنیده اند. نسل های قبل که بر گردن و گرده خودشان. فقط آنهایی را می گویم که آقا از من و مثل منی خواسته اند؛ یعنی دهه 60 تی ها به بعد. فقط لیستشان می کنم. از بس سنگ دل شده ام اشکم در نمی آید فقط خنده ام می گیرد!

. جهاد علمی در همه عرصه ها

. تولید علم بومی خصوصاً علوم انسانی

. نهضت نرم افزاری با رویکرد تولیدی

. شرکت های دانش بنیان برای تجاری سازی ایده ها

. هنر متعهد و دینی برای نشر آموزه ها

. قطب علمی خاورمیانه تا چند سال دیگر

. . .

در جایی که چون اویی است حیف است ذره ای دوری .

هر پدیده ای در عالم محصور در زمان است و پس از گذشت زمان به تاریخ خواهد پیوست. تاریخ  به یک تعبیر انباشته هایی است از پدیده ها ، وقایع ، سنت ها ، آداب و همه آن اموری که تا بدین لحظه ـ یعنی همین الآن ـ زمان بر آنها گذر می کند .پس همین نوشته حاضر هم پس از مدتی به تاریخ خواهد پیوست. آنکه می گویند که تاریخ گواه بر فلان ماجراست یعنی اینکه زمانی که بر آن گذشته است شاهد و ناظر آن اتفاق مذکور بوده است و زمان هم که ذاتش تغییر ناپذیر است و ادامه دار. یک نظریه در جریان شناسی تاریخ موجود است  و می گوید که  تاریخ چرخشی و دورانی است و اتفاق ها تکرار می شوند . اگر قائل به این نظریه شدیم با اندک نگاهی بر تاریخ اسلام در می یابیم که آنانکه به هر دلیل عقلی ، منطقی ، احساسی و غیره حرفی ، عملی ، تدبیری به غیر از حرف و فعل و تدبیر ولی الله داشته اند حتی به اندازه سر سوزنی و پر کاهی به همان اندازه لغزش داشته اند و انحراف پیدا کرده اند. محور و مقیاس حق و باطل ولی الله است . آنچه ما امروزه بدان معتقدیم اینکه در زمان غیبت ولی خدا ، نائبین ایشان خط کش اندازه گیری و حتی انگیزه حرف و اعمال اند. در زمان غیبت صغری که به اشارت مستقیم خود امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف این انتصابات صورت می پذیرفت و در زمان بعد از غیبت اولیه ، روش انتصاب تفاوت پیدا می کند. من به یحث های فقهی و کلامی فعلاً نگاهی ندارم . آنچه مطلوب من در این یادداشت است اینکه سلسله عملکرد والیان امر در غیبت کبری به ما نشان می دهد که مُهر تأیید صاحب اصلی پای کارهایشان می خورده است . بعد از امام امت خمینی کبیر (ره) نیز وقتی به تاریخ رهبری مقام معظم رهبری به دقت می نگریم جای تردیدی باقی نمی ماند که حمایت ویژه ولی خدا از این بزرگ مرد بوده و خواهد بود . منظور اینکه برای ما که می خواهیم دنباله رو فرمایشات رهبری عزیز باشیم باید کاملاً با ادبیات و منظومه فکری ایشان آشنا باشیم و الا با تصور پیروی ، یا خیانت می کنیم و یا منحرف می شویم . در جایی که چون اویی است حیف است ذره ای دوری . 


دُر گرانمایه

آنچه در امروز گُم است و ناپیدا "بصیرتی" است که نُقل هر مجلس بی بصیرتان شده است!

اگر می دانستند که باید چه کنند این نمی کردند که در منصب قدرت نشرگاه یک جوان دلسوز انقلابی را فیلتر کنند . من با تمام قد و قواره ام وجدان کردم این فرموده استاد را که فرمود : " . . . کار بدانجا خواهد رسید که بر چشم و گوش و زبان ظاهری افراد مُهر زده خواهد شد و همین ملموسات و حسیات را نمی توانند ببینند نه باطنیات و حقایق پنهان را ."

استاد ! حقاً که چه زیبا فرمودی که الآن برخی ها که کنار ولی خویش راه می روند و رویشان در روی او می افتد و ادعای همراهی او را می کنند حتی از فهم ظاهر گفتار او عاجزند چه رسد به درک و فهم باطن سخنانش !

آنان که دور و بر آقا به مسئولیتی مشغول اند متأسفانه از درک ساده ترین بحث ها محروم شده اند و هم چنان پایشان بر گاز است و در بیراهه می گازند . وای بر همه آنانی که اینچنین اند !

یک جمله کلام را ختم می کند که :

اگر با حسین نباشی هزار بار هم که یزید را بکشی فایده ای ندارد

تشکری از ریاست محترم جمهوری

حقیقتاً دیشب هنگامیکه چهره خسته دکتر را از شبکه 1 دیدم لازم دانستم که کمترین تشکر و سپاس را از این عزیز دل خسته داشته باشم . من به عنوان یک ایرانی از زحمات شبانه روزی و مخلصانه شما و همکارانتان جناب رئیس جمهور تشکر و قدردانی می کنم و امیدوارم که همیشه در ذیل توجهات و عنایات امام امت رهبری عزیز پیروز و سربلند باشید.

ان شاءلله

یک طلبه جوان ایرانی

هوای مشهد هم عزادار است

گمانم هوای مشهد نیز کاملاً مشغول عزاداری است. حواسش اصلاً سر جایش نیست. یاد حسین و کاروان حسین بدجوری همه را مشغول به خود کرده. البته برخی بی خردان و ناهلان را نه ؛چون شنیدم که در حال و هوای شور و شعور حسینی باز برخی می خواهند بر طبل جاهلیت بکوبند و عاشورا را چون سال پیش به خیابان ها بیایند و در صف یزیدیان رو در روی حسین زمانه بیاستند.

هوای شهر ما که تازه یادش آمده است که باید تغییر کند و زمستانی شود . از امروز هوای سرد بر گرما و حُرم عزای حسین وزید و چهره شهر را غبار آلود و سردین نمود . من با دو منظور می گویم که :

هوا بس ناجوانمردانه سرد است  

دعا به جان آن کنیم که ما را آشنا کرد

امروز به فکری فرو رفتم .

اگر نبودند پدر و مادرانی که ما را با عشق علی و اولادش علیهم السلام آشنا ساختند، می خواستیم چه کنیم ؟!  

یاد کنیم همه آن پدران و مادرانی که مجالس عزای حسین را گهواره های آرامش ما ساختند و صدای نوحه اباعبدلله الحسین علیه السلام شد لالایی خوابمان .

ادامه نوشته

ایشان اهل نظر و اهل اجتهاد هستند

بنده به عنوان کسی که با آیت اله خامنه ای آشنائی دارم عرض می کنم که ایشان اهل نظر و اهل اجتهاد هستند. بیست سال پیش وقتی در مشهد با ایشان برخورد کردم، آن موقع ایشان از مدرسین محترم مشهد بودند. پرسیدم چه چیزی تدریس می کنید؟ فرمودند: مکاسب. مکاسب از مهم ترین و مشکل ترین کتب علمی ماست، به نظر من ایشان یک فقیه و مجتهد است.

                                                                                    آیت اله العظمی فاضل لنکرانی

بالاخره شیخ شد

یکی از نویسندگان وبلاگ لجمن دیشب به درجه آخوندی نائل شد . البته به ایشون توصیه می کنیم بیانات امام خامنه ای را که در کتاب "آخوندبایدروحانی باشد" جمع آوری شده و بسیار شیوا و دلنشین است را مطالعه کند تا به جمع روحانیون بپیوندد.

آیت اله مرتضوی هنگامی که می خواست کلاه (همان عمامه را می گویم) بر سر ایشان بگذارد، دعایی می خواند و عمامه را با لبخند بر سر ایشان می نهاد و فشار کمی می داد. می خواست با زبان بی زبانی بگوید سربازی امام عصر ارواحنا فداه فشار دارد، سختی دارد و تحمل می خواهد.

مراسم باشکوهی بود. به دل می نشست. طلبه جوان ما که با عباراتی نظیر فعال در حوزه انیمیشن ، مقام دوم در جشنواره جوان خوارزمی، نخبه کشوری و... به جایگاه دعوت شد پس از تشرف به لباس سربازی امام زمان عجل اله تعالی فرجه الشریف ،با بوسه بر دستان پدر بازنشسته اش، سالها نگرانی او را پایان داد.

ابتکار به یادماندنی برگزارکنندگان جلسه تقدیم دو لوح سپاس، یکی به همسر طلبه و دیگری به پدر و مادر وی بود.

اقدام خوشحال کننده دیگر دعوت به صرف شام بود که پس از سالها چلوجوجه خوردن یا چلومرغ خوردن درمهمانی ها و مجالس،باچلوقرمه سبزی بسیار بسیار به یاد ماندنی پذیرائی شدیم.

و فراموش مان نشو د که این لباس تنها "لباس کار"است.

. . . من یک طلبه ام . . .

آنجا که تو تمام می شوی تازه اول راه است .

من دیشب تمام شدم و او تازه آغاز کرد مرا .

من دیشب تبارم را یافتم .

من دیشب مرامم را هم.

من ،

دیگر من بس است و فقط باید گفت : او .

او مرا پذیرفت که تاج نوکریش را بر سر نهم .

او گفت که من همه تو را خریدارم و اشک هایت را از همه بیش تر و پیش تر .

او گفت برایت پدری می کنم .

او گفت من سال هاست که منتظرم ولی نمی آیی .

او گفت که مراقب خودت باش .

دوباره من. ولی اینبار فقط همین را می گویم که ؛

ملالی نیست آقا جز دوری شما .

شام میلاد امام هادی علیه السلام مراسم عمامه گذاری چندی از طلاب مشهدی بود . این محفل زیبا و باشکوه در حسینیه تهرانیها ـ واقع در خیابان آخوند خراسانی ـ با حضور آیت الله مرتضوی و دیگر علما و فضلای مشهد و خانواده طلاب برگزار گردید . این توفیق نصیب من گردید که مدال سربازی ولی الله را از دیشب بر سینه بکوبم و چه احساس عجیبی دارم که بازگو کردنش بس سخت است و دشوار . باشد که اهلیت این لباس را داشته باشم .

امیدوارم همیشه لباس تقوا بر تن داشته باشیم 


توصیه ای از مرحوم شیخ عباس حجتی 2

به دنبال نقل توصیه های اخلاقی مرحوم شیخ عباس حجتی این بار نکته ای گفته می شود که شاید در نگاه اول کم اهمیت به نظر آید ولی نکته ها دارد .

ایشان می فرمودند که برای ازدیاد نور چشم هرگاه سیدی از سلاله زهرا سلام الله علیها را دیدید به چهره او نگاه کنید و زیر لب ذکر شریف صلوات را بگویید . چند تحلیل از این توصیه به ذهنم می رسد .

1 . یادآوری حیات دائمی شجره طیبه اهل البیت علیهم السلام

2 . ابراز و اعلام پیوند ذکر صلوات با خانواده عترت

3 . تأثیرات مستقیم ذکر شریف صلوات برای ذاکر (که از آن جمله خود استاد نکته ای را می فرمودند) 

عرفه در ارتفاع چند هزار پائی

امروز عرفه بود٬ اتفاق غریبی رخ داد که نقل آن برای اولین بار٬ تحفه امروز ما به دوستان و همراهان لجمن است.

استاد محمد مهدی ماندگار٬ خطیب توانا و استاد حوزه و دانشگاه که چند ماهی است در برنامه سمت خدا (از شبکه۳ سیما) مهمان خانه شماست امروز رسالت طلبگی خود را با هوشیاری به انجام رسانید و فرصتی زیبا را از تهدید پیش آمده خلق کرد.

و اما ماجرا از این قرار است:

ایشان امروز به دعوت هیئت رزمندگان عازم مشهدالرضا برای سخنرانی و اجرای مراسم دعای عرفه در مجتمع آیه ها بودند. بر طبق رسم دیرین و آشنای هواپیمائی کشوری٬ پرواز ایشان از تهران به مشهد با تاخیری ۲ ساعته مواجه میشود. ایشان در حین پرواز درمیابد که فرصت طلائی عرفه در حال تمام شدن است. لذا رسالت طلبگی خود را با درایت به انجام میرساند و نزد سر مهماندار و مسئولین پرواز میرود و از آنها تقاضا میکند تا مراسم دعای عرفه در هواپیما و در آسمان صورت پذیرد که با استقبال و موافقت خدمه پروازی مواجه میشود. لذا بساط گدائی به درگاه حقُ در همان اوج آسمان پهن میشود و بی شک این عرفه به یکی از خاطره انگیزترین دعاهای عرفه برای مسافران و کادر پروازی بدل میشود.

جالب است که تعدادی از مسافران که به قصد زیارت حضرت رضا و شرکت در مراسم دعای عرفه عازم مشهد بوده اند بسیار از این حرکت خوشخال و در عین حال شگفت زده میشود. به گفته خود استاد "امروز دستان ما بالاتر از همه دستها به آسمان دراز شد"

دوستان لجمن.. بی شک دوران ما دوران استفاده از فرصتها و بل تبدیل تهدید به فرصت است. نکته ای که مقام معظم رهبری نیز بسیار بر آن تاکید دارند. میبینیم که با درایت سربازی از سربازان ولایت چگونه فرصتی زیبا خلق میشود.

آیا من و تو نیز در پی تبدیل تهدیدها به فرصت بوده ایم؟؟

توصیه ای از مرحوم شیخ عباس حجتی

در اربعین چند سال پیش که در منزل ابویمان شیخ عباس منبر می رفت توصیه های فوق العاده ای داشت که همه آنها را یادداشت کرده ام و به فراخور زمان و احوالات آنها را بازگو می کنم . در ابتدا شاید جالب باشد که بگویم که شیخ در پنج شبی که منبر رفت به خاطر کهولت سن و آلزایمر تقریباً هر پنج شب یک بحث را ارائه می کرد و توصیه ها یکی بود . شاید هم از دید افراد ساده انگاری چون من اینگونه می آمد و بعید نیست که شیخ اصراری بر برخی مسائل داشت . هر چه بود بسیار ارزنده بود و نیک و صد حیف که وجود گوهر بار این عزیز از میان ما برداشته شد . توصیه های اخلاقی و کرداری آن بزرگمرد همیشه در گوش ما هست .

یکی از توصیه های ایشان در آن شب ها این بود که بر تلاوت سوره توحید (قل هو الله . . . )بعد از هر نماز واجب استمرار داشته باشید تا خیر دنیا و آخرت نصیب شما گردد .

انشاءلله

یامهدی (عج)

یک شاخصه در مرحوم حاج شیخ عباس حجتی بود که برای من از همه ویژه تر بود .

هر زمان و هر جا که نام و یا یادی از قطب عالم امکان می شد با صدایی نیمه بلند می گفت : یامهدی . . . 

سیب خوردن برای زیبائی فرزند

آن ها که شیخ عباس حجتی را می شناسند خوب یادشان هست که ایام سرور اهل بیت، با ذکر خاطره از خود شادمانی را به دوست داران خاندان عصمت و طهارت هدیه می داد:"روزی بالای منبر از خواص سیب گفتم که برای زیبا رو شدن نوزاد ، بهتر است مادر هنگام بارداری سیب تناول کند. در همین میان رندی از میان جمعیت برخاست و گفت : حاجی ! قدیم ها یک سیب پیدا نمی شد مادر شما هنگام بارداری تناول کنه؟؟؟!!! من هم در پاسخ گفتم : چرا !مادر من سیب خورد ، اما متاسفانه کرم زده بود!"

نگوئید خدایا ما را دست خالی بر نگردان!

خیلی اوقات حاجی حجتی هنگام دعای انتهای منبرش می گفت : پس از روضه خوانی ها به پروردگار نگوئید:"خداوندا!مارادست خالی برمگردان" ، چرا که اگر ریگی هم کف دست تان بگذارند دیگر دست خالی بر نمی گردید. خداوند کریم است . به او بگوئید: پروردگارا!مارادست پر برگردان!

ملالی نیست جز دوری شما

ملالی نیست جز دوری شما! دبستان که می رفتم معلم می گفت : هنگام نامه نگاری بهتر است از عبارت های  تکراری و کلیشه ای مثل "ملالی نیست جز دوری شما" استفاده نکنید تا به نگارش نامه لطمه نزند. اما استاد اخلاق مان، حاج شیخ عباس حجتی، می گفت: گاهی اوقات با برخی اهل دل برای ذکر توسل و نوشتن نامه به محضر حضرت صاحب الامر عجل اله فرجه الشریف و  سپردن نامه به آب روان، به اطراف مشهد می رویم. یکی از بندهای ابتدائی نامه پس از سلام این است :آقاجان !حجه ابن الحسن ! مهدی فاطمه! ملالی نیست جز دوری شما!

و حالا من اگر معلم ادبیات بودم به شاگردانم می گفتم :به هیچ وجه نباید از عبارت "ملالی نیست جز دوری شما" استفاده کنید. این عبارت فقط هنگام نامه نوشتن به محضر خورشید کعبه جایز است. هم او که "ملالی نیست جز دوری اش"