"سلام. با عذرخواهی و ابراز شرمندگی بابت تاخیر به علت وجود امکانات فراوان و عدم در دسترس بودن اینترنت با چند ماه تاخیر مقاله ای که در مهرماه نوشته ام را تقدیم میکنم. خالی از لطف نیست."

ای بی­فرهنگ­ها، ای قدرنشناس­ها، ای نخبه­کش­ها، ای کور کننده استعدادهای درخشان... دیگر چه بگویم که دق دلی­ام خالی شود؟!

یک عده آدم افراطی آن هم در مطبوعات، افتادید به جان یک نخبه­ مملکت، آنوقت صدای هیچ­کس درنمی­آید؟ واقعاً که شما حقّتان همان جهان سومی ماندن است.. تازه جهان سوم را من باب دلخوشی نسل جوان گفتم و إلا جهان هفت و هشت هم از سر شما زیاد است.

و اما برای این­که شما خوانندگان محترم هم به باطن مسئله پی ببرید و خیلی گیج نزنید برایتان موضوع را کمی باز می­کنم..

ماجرا از یک عدد 3 ناقابل شروع می­شود با هر چقدر صفر در مخیله­تان می­گنجد در مقابل آن! که البته با این همه صفر آن را در حد یحتمل بزرگ­ترین اختلاس تاریخ قابل­دار می­کند! فکر کنم موضوع دستتان آمد!

واقعاً فکر می­کنید کار یک آدم معمولی است؟! سِر... خیال باطل برنداردتان! این همه صفر را بدون این که آب از آب تکان بخورد از سیتم مملکت خارج کردن، کار یک نابغه است! تصورش را بکنید. طرف از سیتم بانکی مملکت، این مبلغ را خارج می­کند و با پول آن سهام ذوب آهن می­خرد و بانک خصوصی تأسیس می­کند و کل سیتم مملکت را به بازی می­گیرد، آن وقت هیچ کس متوجه نمی­شود.. این یعنی شبه معجزه.. این یعنی اوج نبوغ یک ایرانی.. باور ندارید؟

البته عده­ای جاهل که به سیتم این مملکت آشنائی ندارند و می­خواهند بذر ناامیدی در دل مردم و مخصوصاً جوانان بکارند، نبوغ این آدم را منکر می­شوند و به کل قضیه را به نقص در سیتم بانکی مملکت ربط می­دهند که من همین­جا با چندین سال سابقه کار در زمینه امور اقتصادی کلاً قضیه را تکذیب می­کنم و می­گویم که دهان این یاوه­گوها را باید خرد کرد! سیستم بانکی ما کجایش مشکل­دار است که به آن ایراد می­گیرید؟ اصلاً اگر قرار باشد فردا در بهشت بانک تأسیس شود و مردم از سر سرخوشی پس­اندازهایشان را در آن قرار دهند، مطمئن باشید همین مسئولین بانکی ما در آنجا مسئولیت خواهند داشت.. یعنی اصلاً این سیستم بانکی بهشتی است!

باور ندارید.. رجوع کنید به فرآیند و پروسه عظیم اخذ وام ازدواج! برای دو میلیون تومان وام آن­قدر از شما وثیقه و ضامن می­گیرند که دیگر از برگشت پولشان مطمئن شوند.. از مرده و زنده خانوادتان اثر انگشت می­گیرند. یا مهم تر از آن. 18 میلیون (وای..اصلا تصور این مبلغ برایم سخت است)، وام مسکن به شما می­دهند و کل خانه­ 80-70 میلیونی شما را به مدت 20 سال در رهن بانک میگذارند، باز هم چند فقره ضامن با چک و کلی استعلام می­گیرند که برگشت پول محرز شود.. حق هم همین است! پول خودشان که نیست. بیت المـــــــــــال است ناسلامتی! حالا به نظر شما این سیتم می­تواند نقص و عیبی داشته باشد؟؟

در این میان واقعاً باید از قوه قضائیه کمال قدردانی و تشکر را داشت که این نابغه ایرانی را درک کرده­اند و هیچ دلیلی بر تنبیه این آدم نمی­بینند. قول داده­اند اگر بخواهند تنبیهش کنند، کمی، فقط کمی فلفل داخل دهانش بریزند که نبوغش را با یک سوتی خراب نکند و دفعه بعد با یادآوری سوزش دهانش حواسش را جمع­تر کند.

راستش خوشحالم که نوابغ در این مملکت این­قدر مورد توجه قرار می­گیرند. نعوذ به ا.. اگر حرفی از مجازات سنگین­تر بزنید، مستحق صاعقه و بلای آسمانی هستید..

من نادانِ جاهل، (همین­جا به گناهم اعتراف می­کنم و از درگاه خداوند استغفار دارم)، به ذهنم رسید که از اقشار مختلف سؤال کنم که: چقدر احتمال می­دهید این آدم مجازات سنگینی برایش در نظر گرفته شود؟

الحمدلله مردم فهیم ما که قوه قضائیه و ملاطفت برخورد آن با نوابغ را می­شناسند، با هر طرز تفکری، تأکید می­کنم با هر طرز تفکری از اصول­گرای دو آتیشه تا اصلاح­طلب افراطی احتمالی بیشتر از صفر ندادند و آن­جا بود که من به قبح فکر شیطانی خود پی بردم.

می­دانید این اتفاق نظر در یک موضوع یعنی چه؟ یعنی مردم می­دانند که مسئولین چقدر به فکر نوابغ هستند.

تازه اگر تحقیقات دقیق­تری بشود قطعاً مردم با همان فلفل هم مخالفت دارند.. حالا طرف فلفل به جان همه مردم زد و سوزاندشان، که زد! نباید نبوغش را که نادیده گرفت.

در پایان اعلام می­دارم که «نابغه، نابغه، راهت ادامه دارد»

                                                                                                  والسلام

                                                                                               پویان مهدوی؛ مهرماه نود