«تست هوش یا ضعف روزه»
شما بگوئید.. نه شما بگوئید.. به عقل کدام نابغه ای این مطلب خطور میکند؟ عجله نکنید. منظورم این است به عقل کدام نابغه ای این مطلب خطور میکند که سیستم امنیتی که شهرام جزایری را از بیابان های بی آب و علف حاشیه خلیج فارس که حتی همراه اول هم آنجا همراه نیست چه برسد به ایرانسل، بیرون میکشد و برش میگرداند، یا آن خائن وطن فروش را روی آسمان مثل عقاب شکار میکند، اینقدر شش بزند که بروند داخل اتاق یک نماینده مجلس، بخشی از دیوار را خراب کنند، دوربین و میکروفون کار بگذارند و بعد رویش را گچ کاری کنند، آن هم نه یک نفر، نه دو نفر یک مینی بوس!! آخر این بندگان خدا که متهمشان کرده ای آقای خاص، تل آویو هم میخواهند عملیات کنند با یک مینی بوس نمی روند چه برسد به اتاق یک نماینده مجلس و تازه بعدترش هم به سرایدار ساختمان بگویند: «عموم جان ما از بچه های بالا هستیم، منظورمان طبقه بالا نیست، همان بالائی که خیلی بالاست.. این اتاق رفیق شما نشتی داشت آمدیم برطرف کردیم، با اجازه تان یک میکروفون هم کار گذاشتیم، فقط بالا غیرتاً چیزی نگوئی، لو ندهی ما را!»
نه، انصافاً تا این حد؟؟ آخر اخوی، ما که از مسائل امنیتی سر رشته ای نداریم، در حد نگاه کردن فیلم «خواب و بیدار» دیدیم که اگر بخواهند شنود کنند، راههای ساده تری هم هست. از فاصله دور با یک دستگاهی شبیه چسبونک دوران کودکی، شلیک میکنند و میکروفون را به شیشه میچسبانند، نه اینکه عمله بنا بیاورند، دیوار خراب کنند!!
البته قطعاً ضعف روزه باعث گشته آقای همیشه معترض، اینقدر بد عمل کند، وإلا سناریو را با فخیم زاده که هیچ، با خود من هم اگر مشورت میکرد طور بهتری می شد نوشت.
من که چیز دیگری فکر می کنم. یحتمل بچه های بالا نشسته اند فکر کرده اند که «دوستان این که نمیشود، یک نفر با I.Q فاخر بعد از یک حماسه سیاسی شیرین و کلی پیروزی ورزشی که همه ملت شادند (روحانی مچکریم!)، دوباره هوس کند مملکت را به تنش بکشاند و اینطور همه را بازیچه کند. بیایید یک تست هوش بگیریم، ببینیم این رفتارها تعمدی است یا کاملاً غیر ارادی؟»
برای همین تصمیم گرفته اند در این حد از اختفاء، عملیات امنیتی انجام دهند، ببینند طرف متوجه میشود یا نه؟ که اگر متوجه شد، پس برویم سراغ تست بعدی و اگر نه که دیگر تکلیف طرف مشخص است. حدس میزنم مرحله بعدی هم مثلاً طرح سوالاتی مثل «یک کیلو آهن سنگین تر است یا یک کیلو پنبه» و اینطور چیزها بوده که شکر خدا طرف مرحله اول را به سلامت گذرانده، صعود کرده مرحله دوم، البته ذوق زده نشوید، تا نیمه نهائی و فینال هنوز راه زیاد است و با این روحیه کار تیمی که در ما هست احتمالا صعود نمیکند!
البته میدانید.. خیلی خوشحالم.. بالاخره بچه های بالا هم نیاز به تجدید روحیه دارند، از این مدل حرکتها میزنند به قول دهه هفتادیها محض Fun! و إلا هر چقدر با خودم درگیرم باورم نمیشود، به فرض صحت و عدم توهم موضوع، این حرکت کار سیستم امنیتی باشد بانیتی به غیر از آنچه ذکر شد.
البت یک موضوع محتمل تر است. داستان ملانصرالدین و آش را شنیده ای؟ یک روز ملا محض تفریح به ملت گفت ته کوچه آش میدهند. بعد از چند ساعت غلغله ای به پا شد و مردم صف بستند. خود ملا هم باورش شد انجا خبری است. رفت و پرسید آقا اینجا چه خبر است. جواب شنید که آش میدهند. خودش هم فوری توی صف ایستاد که محروم نباشد.. حالا یحتمل این بنده خدا، همین آقای همیشه معترض، میخواسته همان بلائی را که سعيد مرتضوي بر سر برادر آقای رئیس مجلس، همان آقای پرسه در مه، آورد، بر سر یکی از مخالفینش بیاورد. خودش دستور داده کانال کولر را بکنند و میکروفون و دوربین کار بگذارند و رویش را گچ کاری کنند.بعد یکبار که از اتاق بیرون رفته، دقیقاً مثل کامپیوتری که Refresh میشود، داخل اتاق که آمده، فراموش کرده و خودش به خودش شک کرده است! البته این را هم بگذارید به حساب مشغله زیاد و جگری که همینطور برای ملت کباب است و إلا ایشان که به همه ما اثبات شده است.
یک موضوع جالبتر هم به نظر میرسد. بالاخره از قدیم گفته اند «کبوتر با کبوتر، باز با باز».. رفقای این آقا هم دسته کمی از خودش ندارند که. قصد کرده اند مکالمات ایشان را شنود کنند، اینقدر حرفه ای عمل کرده اند.
در آخر هم یک توصیه به نمایندگان محترم مجلس دارم. عزیزان ذره ای احتمال دهید که شاید این آقا میخواهد از شما تست هوش بگیرد. شما چرا اینقدر زود باور کردید و تصمیم به استیضاح وزیر گرفتید؟
خلاصه اینکه عقل ناقص ما همین گزینه ها را محتمل دارد، شما چه فکر میکنید؟
یا حق
پویان مهدوی
تير 92
لجمن:لبه جلوئی منطقه نبرد ، و اینک افسران جوان جنگ نرم در خط مقدم جبهه فرهنگی با مدد از امام خامنه ای قلم می زنند.