خاطره ای از دکتر احمدی نژاد

در مراسم اختتامیه ى اردوى جنوب، از طرف دانشگاه به اساتیدى که همراهمان آمده بودند،نفرى یک لوح تقدیر و یک سکه ى بهار آزادى دادیم.بعداز بازگشت از اردوى جنوب، دکتر مرا به اتاقش خواست و گفت مى خواهد به واحد فرهنگى دانشگاه کمک کند.مبلغى معادل بهاى سکه را که داخل پاکتى گذاشته بود داد دستم.
                                                     برگرفته از مجموعه خاطرات منتشر نشده دکتر احمدی نژاد

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید!

آن زمان من مسئول فرهنگى دانشگاه علم و صنعت بودم. براى دیدار از مناطق جنگى جنوب،دانشجوها را به خوزستان برده بودیم. دکتر هم به همراه یکى-دونفردیگر از اساتید به دعوت ما آمده بودند.شب اوّل جاى مناسبى براى اسکان نبود .بچه هارا درسد کارون اسکان دادیم. پتو هم به اندازه ى کافى نبود.آن شب تا صبح من و دکتر احمدی نژاد نشستیم با هم به صحبت کردن.انگار یکى از ماها بود.اصلا"به روى خودش نیاورد جایى براى استراحت وپتویى براى گرم شدن ندارد. شب بعد هم براى اسکان دانشجوها به مشکل برخوردیم. بعد از کلى دوندگى بالاخره جایى پیدا کردیم ودانشجوها را اسکان دادیم.یکى از بچه ها کسالت شدیدى پیدا کرده بود و باید او را به یک مرکز درمانى مى رساندیم.دکتر که متوجه مشغله ى زیاد ما شده بود،گفت آن دانشجو را براى معالجه به یک بیمارستانى-جایى مى رساند. وقتى برگشتند، آن دانشجو به دوستانش گفته بود،پول ویزیتش را دکتر،خودش حساب کرده و به او اجازه نداده دست به جیبش ببرد! آن شب قرار بود شام را از جایى خارج شهر برایمان بیاورند.وقتى آوردند،دیدیم یخ کرده. با وجود خستگى زیاد، با چند نفر از بچه ها دیگ غذا را بردیم داخل آشپزخانه ى محل اسکان تا دوباره گرم کنیم.دیدیم دکتر هم آمد داخل آشپزخانه و از ما پرسید اگر کمکى لازم داریم بیاید کمکمان. خسته ومستأصل گفتیم:نه !آقاى دکتر !شما بفرمایید.الان غذا رامى آوریم!دکتر بدون توجه به تعارفِ ما آمد تو و شروع کرد به کمک به ما تا غذا را گرم کنیم.داخل ظرف ها بکشیم و بین دانشجوها توزیع کنیم.

دندان درد فرهنگی !

پس از گذشت سه دهه از رویش انقلاب اسلامی در ایران گمان دارم که در بحث مدیریت فرهنگی کشور باید رودربایستی را کنار گذاشت و صراحتاً معظلات را متذکر شد و یک به یک آنها را بررسی نمود . احوالات اخیر من و بسیاری از دوستانم چه در لباس روحانی و چه در کسوت هنرمندی همه اش رنگ و بویی یکسان دارد . درد همه ما در این ایام یکی است که البته عین دندان درد می ماند که اگر کسی بدان مبتلا نشده باشد نمی فهمد که چه درد سنگینی است !

ادامه نوشته

دانشجو باید سیاسی باشد...

دانشجو باید سیاسی باشد...

این سخن را بارها و بارها از مقام معظم رهبری شنیده ایم...و اما چگونگی مسئله؟

این سخن به این معناست که دانشجو باید همه ی زیر بناهای اعتقادی و سیر صیرورت احزاب را تا به اینجا بشناسد،نظر بدهد و با یک دید باز و جامع نگر بتواند جهت گیری کند تا از نظر سیاسی اقناع شود.

کاستی در این مسئله 7 دی را می آفریند و بیداری و شناخت....9 دی را.