آنجا که تو تمام می شوی تازه اول راه است .

من دیشب تمام شدم و او تازه آغاز کرد مرا .

من دیشب تبارم را یافتم .

من دیشب مرامم را هم.

من ،

دیگر من بس است و فقط باید گفت : او .

او مرا پذیرفت که تاج نوکریش را بر سر نهم .

او گفت که من همه تو را خریدارم و اشک هایت را از همه بیش تر و پیش تر .

او گفت برایت پدری می کنم .

او گفت من سال هاست که منتظرم ولی نمی آیی .

او گفت که مراقب خودت باش .

دوباره من. ولی اینبار فقط همین را می گویم که ؛

ملالی نیست آقا جز دوری شما .

شام میلاد امام هادی علیه السلام مراسم عمامه گذاری چندی از طلاب مشهدی بود . این محفل زیبا و باشکوه در حسینیه تهرانیها ـ واقع در خیابان آخوند خراسانی ـ با حضور آیت الله مرتضوی و دیگر علما و فضلای مشهد و خانواده طلاب برگزار گردید . این توفیق نصیب من گردید که مدال سربازی ولی الله را از دیشب بر سینه بکوبم و چه احساس عجیبی دارم که بازگو کردنش بس سخت است و دشوار . باشد که اهلیت این لباس را داشته باشم .

امیدوارم همیشه لباس تقوا بر تن داشته باشیم