با عرض سلام به شما دوستان لجمنی.بسیار خوشحالم از اینکه فرصتی شد تا بتونم براتون دوباره بنویسم.خیلی ازتون ممنونم به خاطر نظرات قشنگی که برام فرستادید.این دفعه هم من دیر کردم و نتونستم به موقع مطلبم رو براتون بنویسم با این حال از شما دوستان عزیزم معذرت میخواهم.خب زیاد پر حرفی نکنم و بریم سر اصل مطلب امروزمون.صبح که از خواب بلند شدیم دیدیم که داخل اتوبوس چه اوضاعیه.هیچ چیزی جای خودش نبود و هر وسیله ای یک جا افتاده بود.منتظر بودیم تا یک جا اتوبوسمون نگه داره و ما هم بتونیم به سر وضع خودمون و وسایلمون برسیم.صبحانه رو هر جوری که شد خوردیم...اتوبوس از تهران رد شده بود و به سمت تبریز در حرکت بود. اتفاقات خنده داری در تبریز و بقیه ی راه برامون افتاد که الان جای گفتنش نیست و بعد از ماه صفر براتون می نویسم.پس تا بعد خدا حافظ